X
تبلیغات
رایتل

مردم از خوشی

یکشنبه 28 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 04:33 ب.ظ

 

 

خدمتتون عرض کنم اول قرار نبود اینجوری بشه بعدا قرار شد

دیشب یه پستی رو آماده کرده بودم ولی باز هم این تلویزیون

کار داد دست ما

گفتم من چی کمتر از عمو دارم؟

یعنی من نمیتونم همه رو غافلگیر کنم؟

بذار منم یه بار دقیقه نود همه چی رو تغییر بدم

کلی تدارک دیده بودم درباره یه موضوعی تحقیق کرده بودن

جامعه آماری تشکیل دادیم 

 

دادیم مردم(تا تهش بخون بعد حرف دربیار) کلی پر کردن

الگوی این کار رو از طرح خوشه بندی گرفته بودم

همون طرحی که ما با ه.ا.ش.م.ی هم سطح شدیم

چیزی که تو خواب هم نمیدیدم

وقتی جواب اس ام اس رو خوندم نمیدونستم بخندم یا گریه کنم

نمیدونم اشکی که تو چشام جمع شده بود از ذوق بود یا از ناراحتی

پولهامون رو که اونا خوردن بذار خوشمون رو هم خر بخوره

نوش جونش

 

داشتم میگفتم،وقتی به راحتی آب خوردن اونهمه تدارک دیدن رو بیخیال میشن

شما میخواید من قید اون پست رو نزنم؟

 

عرضم به حضورتون دیشب یه شب رویایی بود واسه من

آدمی واسه من که هرسه شنبه میرم جمکران

وقتی میفهمه این پول یارانه ها مال امامه چجوری میشه؟

داشتم دیوونه میشدم ساعت حدود 11 بود زدم بیرون

تو راه صد بار به کارتم نگاه کردم

کارت سوخت رو نمیگم که،کارت عابر بانک رو میگم

بعد از آبرویی که ویکی لیکس از visa  و mastercard

برد این کارتهای خودمون واسم خیلی محترم شده بودن

حالا اینم بهش اضافه شد

عجب آدمی بودم من،خدا من رو ببخشه

عابر رو میزاشتم تو جیب شلوارم

توبه توبه توبه

سرتون رو درد نیارم رفتم دم عابر بانک

هیچکی نبود کارت رو گذاشتم داخل

وقتی موجودی ی.ا.ر.ا.ن.ه من اومد رو صفحه

عابر بانک رو بغل کردم یه دل سیر اشک ریختم

سر و صورتم رو بهش مالیدم و متبرکش کردم

صبح علی الطلوع هم رفتم پولم رو گرفتم

گذاشتم تو اتاق و هی میرم میبوسمش

روی همه پولا علامت گذاشتم تا با بقیه پولا قاطی نشه

عمو خیلی نامردی چرا زودتر نگفتی صاحب این پولا کیه

منکه حلالت نمیکنم

 

از این جریان بگذریم

 

امروز از صبح یه انگیزه دیگه هم داشتم

البته الان یکم سرخورده شدم

خب عمو خودش گفت محبت کنید

مگه من سرخود عمل کردم؟

عمو دیشب گیر داده بود حتما به همدیگه محبت کنید

منم از صبح واسه خانوما بوق میزدم،چراغ میزدم

نیتم خیر بود به خدا،فقط میخواستم محبت کنم

ولی نمیدونم چرا همشون عصبانی میشدن

شاید دیشب خواب بودن و به حرف عمو گوش ندادن

ولی فکر کردید من بیخیال میشم؟

فکر کردید من میزارم باعث شکست این طرح بشید؟

کور خوندید

امروز مدارا کردم،خواستم با زبون خوش محبت کنم

حالا که اینجوریه منم بزور متوسل میشم

 

 

اونقدر خوشحالم که نمیدونم چکار کنم

تازه قراره 4هزارتومن واسه نون بگیرم

فقط گفت اگه بشه چربش هم میکنیم

راستش یکم ترسیدم،به نظر شما یعنی چی؟

 

 

چرا غر میزنید

کچاش کمه؟80 تومن کمه؟

بابا خودش گفت اگه کم بود بگید،میدم دیگه

نشون به اون نشون که من امروز چکم داشت برگشت میخورد

واقعا مونده بودم چکار کنم،به همه رو انداختم

یه دفعه یاد دیشب افتادم،با یه تلفن همه چی حل شد

 

خدا به امواتش طول عمر بده

 

عمو دیشب یکم حرفای بد هم زد

البته عیب نداره دیروقت بود بچه ها خواب بودن

گفت:

باید صرفه جویی کنیم

قبض برقمون پایین بیاد

گازمون پایین بیاد

آبمون پایین بیاد

 

 

پی تذکر نوشت:این پست قرار بود بهتر باشه ولی امان از دست

این پرسپولیس که حسابی حالمان راگرفت،تا من باشم به عمو گیر ندم

از همینجا اخطار میکنم با کامنتهایی که بخواد در مورد پرسپولیس

کل کل کنه شدیدا برخورد میشه و جواب داده نمیشه

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo