X
تبلیغات
رایتل

چرخ فلک

جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 07:54 ب.ظ

 

 

-عزت بدو ماشین رو آتیش کن

-کامی با بنز بریم؟

-نه بابا بنز چیه وانت رو بردار پشتش جا داشته باشه

کلی آدم میخوایم سوار کنیم  

 

 

 

 

 

اپیزود اول

خانه سالمندان  ساعت 9 صیح 

-کامی زود باش دیگه اینجوری که تو داری دور خودت میچرخی

به هیچ کدوم از کارامون نمیرسیم

فردا باید همه این کارها رو انجام داده باشیم

-عزت جون از دفتر پرسیدم نمیشناختنش گفتند ما به این اسم کسی رو نداریم

گفت اگه میخوای خودت برو بگرد

-خب نفله برو تو اتاقها رو بگرد دیگه

-آخه برادر منکه نمیدونم چه شکلیه،عکسی چیزی ازش داری؟

-خاک بر سرت کنم اینو بلند نگو

بیا اینم عکسش

بعد از 1 ساعت

-بیا بیا پیداش کردم

-بابا اینکه اوضاعش خیلی خرابه،چجوری ببریمش؟

-بپر یه دونه ویلچر بیار،یجوری میسازیمش واسه فردا

-هووووووو یواش بابا اینجوری میمیره ما لازمش داریم

حداقل تا فردا باید سالم بمونه 

این از اولیش 

 

اپیزود دوم

دانشگاه ببخشید زندان ...    ساعت11 

-عزت اینجا هم مورد داریم؟این چرا اینجاست؟

-کامی جون انگار بدهی داشته حتما نون لیزینگی خریده

-من میرم پیش رئیس

-سلام برادر میخوام این آقای .... رو ببرم

-خدا رو شکر بالاخره یه خیر پیدا شد این آقا رو آزاد کنه

-خیر کجا بود برادر ما 1 روز این بابا رو لازم داریم فردا هم تحویلش میدیم 

 

اپیزود سوم

روبروی دانشگاه    ساعت 12 

-عزت جان کجا پیداش کنیم؟

-بچه ها گفتند روبروی پاساژ بساط میکنه

-اگه بهش بگیم باید کجا بیاد حتما قبول نمیکنه

-فکر اونجاش رو کردم،میگیم مامور شهرداریم

میگیم واسه چی اینجا بساط کردی؟کتابهاش رو من جمع میکنم

تو هم بندازش تو ماشین

-عمو اینا چیه داری میفروشی؟

-پسرم کتابه

-مگه کتابفروشی جاش کنار خیابونه؟

-آخه منم جام کنار خیابون نیست ولی

-ولی نداره برو سوار شو برو بالا

  

اپیزود چهارم

بیمارستان…. ساعت 14 

-از اطلاعات بپرس کدوم اتاقه

منم میرم با دکترش هماهنگ کنم

-عزت جون میترسم این زنده نمونه اوضاعش خیلی خرابه

-نگران نباش اینا به راحتی نمی میرن

بدو برانکارد رو بیار

-تو سرش رو بگیر

-آهااااااان،یواش یابو سرش خورد زمین

-نگه دار نگه دار،بزن درب آسانسور باز شه پاهاش لای در گیر کرده

آخه برانکارد جا نمیشه

-بابا یکم فشارش بده  جا بشه

پاهاش رو بنداز دور گردنش

وقت نداریم میدونی چند نفر دیگه مونده

-دیوانه چرا برانکارد رو ول کردی؟سرش ترکید؟

-بابا خسته شدم خوب

-برو آمبولانس رو بیار

-خر حمالی هاش واسه منه همیشه

عزت خاک بر سرت وایستا هنوز پاهاش بیرونه وایستا کامل بیاد تو

-وقت نداریم تو خودت بکشش تو دیگه 

 

اپیزود پنجم

فرودگاه    ساعت 16 

-کدوم قسمت بریم؟

-برو قسمت بار؟

-واسه چی اونجا؟مگه نباید بریم قسمت مسافرهای خارجی؟

-نه بابا اون یارو که قدر خودش رو نمیدونه، به زور آوردنش

باید دنبال یه گونی قهوه ای بگردیم

-از اون گونی های برنج؟

-آره بیا اینم رسیدش

-طرف تو گونی خفه نمیشه؟

-نه بابا اینجا که بود چند بار تو گونی کرده بودیمش و

گذاشته بودیمش تو صندوق عقب

-کاش بجای این بابا یه گونی برنج بهمون میدادن 

کامی زود باش یه زنگ بزن بگو یه پلاکارد بزنن جلوی تالار روش بنویسن: 

مقدم اساتید و مدعوین عزیز رو به دهمین  همایش تجلیل

 از چهره های ماندگار گرامی میداریم 

 

-عزت این بابا که نفس نمیکشه

-ای بابا حالا من این وقت شب چهره ماندگار از کجا پیدا کنم؟ 

 

 

پی مسابقه نوشت:

واسه خودم سوال پیش اومده بود که معنی این

کلکله چیه؟گفتم شاید شما بتونید کمکم کنید.برای کسانی که بتونن

درست حدس بزنن جوایز نفیسی در نظر گرفته شده منجمله: 

1-اشتراک یک ساله رایگان کلکله

2-سفر به دور دنیا با شهرفرنگ

3-دریافت مجوز لینک کردن کلکله برای بازدیدکنندگان جدید

4-صدها سکه تابستان  پاییز و زمستان آزادی

5-یک لیتر بنزین آزاد 

و هزاران جایزه دیگر 

  

از دوستانی که قبلا بهشون گفتم با زبون خوش میخوام که لو ندن  

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo