X
تبلیغات
رایتل

بشتابید بشتابید

شنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 04:33 ب.ظ

 

 

آقا چند روزیه بهنام عزیز پدر ما رو درآورده 

از در میندازمش بیرون میبینم داره از پنجره میاد تو 

این معروفیت و محبوبیت هم واسه من دردسری شده ها 

 

میگه ما یه مجله درست کردیم به اسم مجله دهه نود 

تو رو خدا بیا باهات مصاحبه کنیم تا ما هم معروف بشیم 

یه هفته همین بساط بود 

از ایشون اصرار از منم انکار 

 

 

 

 

هی میگفت من آبروم رو گرو گذاشتم 

اگه مصاحبه نکنی از مجله اخراج میشم 

حتی کار تا جایی پیش رفت که گفت خودکشی میکنم 

منم گفتم کی رو میترسونی؟ 

یه فتنه گر کمتر٬زندگی بهتر 

آخر سر من رو تهدید کرد به اینکه برام پاپوش درست میکنه 

حالا چه پاپوشی بماند 

 

منم حساااااااااااااس  

گفتم بزار کمک کنم این بچه هم پیشرفت کنه 

بزار کمکش کنم که وقتی بزرگ شد مثل من کسی بشه(حال خودم بد شد) 

گفتم این واسش عقده میشه و بزرگ که شد هزار تا کار ... میکنه

پس باز این دل نازک من سوخت و گفتم باشه بپرس 

گفت بچه ها باید بپرسن 

حالا هم قراره من اطلاع رسانی کنم تشریف ببرید اینجا و  

هرچه میخواهد دل تنگتان بپرسید 

شما بپرسید تا یک در دنیا و صد در آخرت جواب بگیرید  

 

بشتابید تا من هستم

شاید دیگه این فرصت رو بدست نیارید  

شاید فردا دیگه کورشی نباشه که ازش سوال کنید  آمان آمان

(دارم از همه توانم بهره میبرم تا یه کاری کنم یه چیزی بپرسید) 

 ای بابا مثل اینکه زبان خوش کارساز نیستا 

با زبون خوش پاشو برو یه چیزی بپرس دیگه  

 

دوستان اگه زحمت بکشن به همراه سوال٬جوابشون هم ارسال کنن ممنون میشم 

اینجوری کار منم راحت میشه 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo