X
تبلیغات
رایتل

اون میگه می تو بخون چای

شنبه 10 دی‌ماه سال 1390 ساعت 03:27 ب.ظ


پیش تبریک نوشت:درسته که سال نو میلادی به من ربطی نداره ولی این دلیل نمیشه تبریک نگم که.سال بسیار خوبی رو برای همه عزیزانی که شروع سالشون از امشبه تبریک میگم و یه عالمه آرزوی خوب براشون دارم.من که هنوز نتونستم این فیلم ۲۰۱۲ رو ببینم٬یعنی جدا امسال میخواد دنیا تموم بشه؟خب اگه دنیا تموم بشه من تک و تنها اینجا چکار کنم؟اصلا اگه اعتبار اینترنتم تموم شد از کجا اعتبار بخرم؟اصلا هم مبارک نباشه همین ۲۰۱۱ مگه چش بود؟میگم مثل مدرسه که بچه درسخون ها بعضی سالها رو جهشی میخوندن بیایید ۲۰۱۲ رو جهشی رد کنیم.تازه اگه اینم رد کنیم سال بعدش میشه ۲۰۱۳ و اینم که نحسه.اصلا سال شمسی خوبه بابا این اجنبی ها همه چیزشون مورد داره


از هر چه بگذری سخن دوست خوش تر است(یعنی اینکه مگه من میزارم پستم رو نخونده بری؟)

چند روز پیش داشتم یه ترانه زیبا رو گوش میدادم.با شنیدن شعر این ترانه حسابی فکرم مشغول شد.گفتم چرا ما از کنار همه چیز  اینقدر ساده میگذریم؟شاعر کلی زحمت میکشه و برای ما از خودش شعر در میکنه اونوقت ما سرسری و با قر کمر این آهنگ ها رو گوش میکنیم.اگه خیلی زحمت بکشیم میگیم بیشرف فلان فلان شده  بوق بوق چه شعری گفته ها(بعلت عبور افراد بالای ۱۸ سال مجبور به بوق گذاری شدم.افرادی که تمایل به شنیدن اصل نسخه که بوق گذاری نشده دارن کپی شناسنامه خود را به شماره موبایل بنده ایمیل کنن٬اگه زیر ۱۸ سال باشن براشون ارسال میکنم)

بالاخره بنده تصمیم گرفتم چندوقت یه بار این اشعار زیبا رو تحلیل کنم

و اما تحلیل ایندفعه




دیگه پشت دیوار قایم نشو             باشه هرچی تو بگی

 

اینجا شاعر بازگشتی داره به خاطرات کودکی

ایشون کلا از کودکی شوت میزدن یعنی پرت بودن

رفقا هم ایشون رو سرکار میزاشتن

تو بازی قایم باشک همیشه ایشون رو مجبور به چشم گذاشتن میکردن و

و معمولا هم پشت دیوار قایم میشدن و ایشون هم در پیدا کردنشون ناکام بودن

و مجبور بودن تا آخر شب چشم بزارن

البته برداشت دیگه ای هم میشه داشت و اونم اینه که شاعر بچه زیبارویی بودن

و از این جهت مورد توجه افرادی قرار داشتن

این افراد معمولا در کوچه ها و پس کوچه ها و محل های عبور ایشون،پشت دیوار قایم

میشدن و وقتی شاعر میخواسته رد بشه به ناگاه خفت میشدن و باقی قضایا که بعلت پاره ای موارد از ذکر ماوقع با جزئیات معذورم

 

 

دیگه صبح زود بیدار نشو       باشه هرچی تو بگی

 

آمده است که پدر ایشون نظامی بوده

همیشه کله سحر و با مارش نظامی،خانواده رو بیدار و سپس به خط میکردن

ایشون آرزو به دل مونده بودن که یه بار تا ساعت 7 صبح بخوابن ولی امان از دست پدر

واسه همین با سوز و گداز میفرماید اصلا هرچی تو بگی من دربست قبول دارم فقط

جون ننه ت بزار بخوابیم

 

 

دیگه بام راه بیا پسر            باشه هرچی تو بگی

منو آنتالیا ببر                       باشه هرچی تو بگی

 

تو این 2 بیت شاعر داره مامورین محترم انتظامی رو میپیچونه

از محتوای کلی شعر مشخصه که مخاطب شاعر یه دافه،ببخشید یه خانوم محترمه

ولی واسه اینکه مامورین رو گمراه کنه میگه بام راه بیا پسر

البته بعضی از بزرگان بر این عقیده هستن که ایشون یه جورایی مشکل داشتن

یعنی به جنس موافق بلهههههههههههههههه و این پسر از آنجا امده

 

در بیت دوم 2 نظریه وجود داره:

1-شاعر،آژانس هواپیمایی داره و از این طریق واسه تور آنتالیا تبلیغ میکنه

از اونجایی که جدیدا تبلیغات این جزیره منفور در روزنامه ها ممنوع شده باید بجاش بگه

منو کوش آداسی ببر      باشه هرچی تو بگی

 

2-این قسمت یکم مورد داره پس اونایی که از این موارد بدشون میاد نخونن

حتما جریان اون بنده خدایی رو که در مراسم عزاداری نوحه خون بوده و میخواسته

به دوست دخترش شماره تلفن بده شنیدید.این بابا هم از این طریق میخواسته نرخش

رو اعلام کنه.یعنی من رو ببر آنتالیا باقی قضایا حله.شایدم میخواسته بگه تا چه حد میتونه پول خرج کنه.باز هم بخاطر حفظ شئونات مجبورم ادامه ندم

 

 

خانومی،آرومی    وای قانونیش مال منی

کولی،هولی        میخوای منو آتیش بزنی

 

باز هم اینجا شاعر میخواد مظلوم نمایی کنه.با این صحبت ها میخواد بگه که آدم

قانون مداریه.البته باید برای حرفش مدرک داشته باشه.اگه اون قانونن مال این باشه پس

باید اسم اون تو شناسنامه این باشه و اسم این تو شناسنامه اون.مگر اینکه از این موقت ها باشه که باز هم باید شاهدی جور کنه و صد البته باید توجه داشته باشه که 2 خانوم با 1 آقا در شهادت برابری میکنه(در واقعیت 100 تا خانوم هم با 1 آقا برابر نیست-این مطلب برای درآوردن حرص فمینیست ها بیان شده و هیچگونه ارزش دیگه ای نداره)

 

این آقا تازه به خاصیت بانوان محترم پی برده

مصرع دوم اشاره غیر مستقیمی داره به علاقه خانوم ها برای خرید

شاعر میخواد بگه که این خانومی که قانونا مال ایشونه اونقدر پول خرج کرده که آتیش زده به مال ایشون و از اونجایی که مال به شاعر وصله یعنی مالش به جونش بسته ست پس به ایشون آتیش زده

ارتباط عجیبی هم بین این 2 بیت وجود داره.شاعر یه جورایی میخواد بگه اگه این خانوم محترمه قانونا مال ایشون نبود با این ول خرجی ها قطعا عطایش را به لقایش میبخشید ولی مشخصه که مهریه توافقی و ثبت شده در حدیه که تصور طلاق هم در مخیله ایشون نمیگنجه

 

بحث دیگه ای که اینجا مطرح میشه درباره ملیت شخص مونثه

ایشون اصالتا از کولی های اسپانیا هستن و اسم قبیله شون هم هولی هستش

 

واقعا هرچقدر به این شعر توجه میکنی به ابعا دتازه تری پی میبری

احتمال داره منظور شاعر از بیت دوم،کولی های سرچهارراه باشه

احتمال داره ایشون پشت چراغ قرمز بوده و داشته از مناظر طبیعی لذت میبرده که یه دفعه یه کولی،اسپند به دست اومده سمتش و نزدیک بوده که ایشون رو بسوزونه

 

 

خانوم چقدر پول داره مگه باباتون؟

اجازه میدی قدم بزنم باهاتون؟

خوشم اومده از کاراتون    میخوام بشم آشنا باهاتون

 

 

اینجاست که تمام معنویات به فنا میره

اینجاست که متوجه میشیم جامعه به تباهی رسیده

واقعا چرا باید اینقدر مادی گرا باشیم؟

ملاک دوستی ها و ازدواج ها شده فقط پول

همون جریان مگس هاست بر گرد شیرینی

البته مگس دور هرچیزی که جمع شد لزوما اون چیز شیرینی نیست(این یک هشدار بود تا خدای ناکرده دچار مسمویت و بیماری و غیره و ذالک نشید و بندازید گردن من)

 

در خصوص این قسمت هم روایت دیگه ای وجود داره

حتما میدونید که این اواخر ملت تمام تلاش خودشون رو میکنن تا از پرداخت مالیات فرار کنن.از اون طرف هم مالیات چی ها بیکار نیستن که

به انواع و اقسام طرق سعی میکنن تا بفهمن مودی چقدر درآمد داره

این آقای به اصطلاح شاعر هم احتمالا مامور اداره دارایی هستن که میخوان با دختر سوژه باب دوستی رو باز کنن و از این طریق بفهمن باباهه چند مرده حلاجه

این روش یکی از بهترین روشهاست چون هم فال و هم تماشاست و هم باقی قضایا

 

 

 

بمون پیش پای آره                     وای احسان مایه داره

تو رو با یه بدبختی                      پیدا کرد میون لاو لایه

 

این صجبت ها در راستای همون مطالب قبلی هستش

یعنی داره دون میپاشه.میخواد اینطور وانمود کنه خودش کلی مال و منال داره و اموال پدر دختر را به هیچ نقطه ای از اعضا و جوارحش حساب نمیکنه.

با اینکه آدرس دختر رو از اداره دارایی گرفته بوده و سر کوچه شون کمین کرده بوده ولی برای اینکه پیش دختره مظلوم نمایی کنه داره عنوان میکنه که برای پیدا کردنش بدبختی زیادی کشیده.

شنیده ها حاکی از آن است که تو اداره دارایی پرونده پدرهایی که دخترهای خوشگل و موشگل دارن رو به افرادی میدن که در طول سال حسابی خودشون رو نشون داده باشن و  این پرونده ها واسه تشکر و قدردانی بهشون داده میشه.

 

 

 

دخترای خوشگل و افتاده شدن ضایع آره

بیا پیشم جیگرم تا که کی پیش مرگته

میبرمت آلاسکا آره اگه کیش گرمته

 

خط اول مربوط به زمانیه که مامور دارایی به تبعیت از کارتون میتی کومان کارت اداره دارایی رو درمیاره و میگه من مامور مخصوص اداره دارایی هستم و پدر بابات دراومده

یا باید خودش رو تسلیم اداره دارایی کنه و هرچی داره و نداره بده و عطای زندگی رو به لقاش ببخشه یا اینکه از روش دوم بهره بگیره.اینجوری هم ماموره به یه نوایی میرسه هم اینکه مودی مالیاتش رو میده و کلا روش خوبیه.بقول معروف نه سیخ میسوزه نه کباب البته یه چیزایی این وسط میسوزه که اصلا به بحث ما مربوط نمیشه

 

در خط دوم یک ایهام وجود داره

کسانی که سطحی نگر هستن فکر میکنن منظور از جیگر همون دختره ست ولی وقتی که عمیق به مطلب نگاه کنیم متوجه میشیم که اینجا جیگر پدر داف موردنظره

چون با پولی که از پدر بدست آورده میتونه چندتا جیگر را تور کنه یا اصلا بره سمت فرهنگسرای بهمن و تا دلش میخواد از جگرکیهای اون منطقه حالی به دلش بده

خط آخر هم دوباره پیام بازرگانیه از طرف همون آژانس هواپیمایی

از این طریق اعلام میکنه که به غیر از تور آنتالیا میتونید برید آلاسکا یا کیش

بصورت زیرپوستی اعلام میکنه که شما هرجا بخواهید تشریف ببرید میتونه براتون هماهنگ کنه،از کیش گرفته تا آلاسکا یعنی از گرمترین جاها تا سردترین جاها

معلومه که همه چیز هم میتونه براتون هماهنگ کنه،از چیز گرفته تا چییزز حتی چییییزززز

 

جا داره اینجا از ساحت مقدس این شاعر گرانقدر که خواسته ناشناس بمونه عذرخواهی کنم چون با تمامی تلاشی که داشتم باز هزاران نکته در این شعر هست که مورد غفلت بنده واقع شده.امیدوارم شما هم زمانی که به این اشعار و ترانه ها گوش میدید بیشتر تفکر کنید

 

     

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo