X
تبلیغات
رایتل

من اومدم ... یاالله

یکشنبه 13 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 04:48 ق.ظ

به نظر شما آدمی که کله سحر از خواب بیدار شده و بعد از گذراندن یه روز شلوغ پلوغ  

.

در ساعت 3:30 دقیقه بامداد صلاحیت نوشتن پست رو داره؟  

.

اونم پست تولد  

..

گفتم چه آزاریه همون پست پارسالی هست دیگه 

. 

تازه طریقه به دنیا آمدن بنده حقیر که فرقی با پارسال نکرده  

.

بعدشم کی وقت میذاره بخونه؟خداییش خود شما میخونی؟  

.

اگه اهل خوندنی بفرما این شما و اینم من:  

.

کسی اینجا هست که فکر کنه من مردم آزار نیستم؟ 

اگه هست حتما پست تحلیلی من درباه عکسها و نقاشیها و عکس چشم ها رو نخونده 

البته یکم هم دچار خودآزاری هستم که باز هم در نوشته هایم مشهوده 

امروز میخوام یه موردی رو ذکر کنم که اگه کمی درباره مردم آزاری من شک دارید برطرف بشه    

 

(ببینید چقدر من نازم)

 20 سال پیش درست روز ۱۳ فروردین بود 

چند ماهی از وقتی که فکر میکردیم پیروزی شکوهمندی نصیبمون شده میگذشت 

البته میدونید اگه فکر کنید خاندان ما جز افتخارکنندگان بودن 

اصلا هرکی همچین فکری کرده همین الان بزنه یه وبلاگ دیگه  

دوباره زدم جاده خاکی 

همه خانواده جمع شدن و واسه در کردن نحسی ۱۳ راهی دشت و دمن شدن 

تا ظهر کلی واسه خودشون تفریحات مجاز کردن و کیفور شدن 

ناهار را هم زدن تو رگ 

فکر نمیکنم جوجه خورده باشن آخه خاندان ما دل رحم هستن و دلشون نمیاد جوجه رو بخورن 

خیلی همت کنن مرغ بخورن 

بعد از ناهار هم یه چرتی زدن و بعد چای رو نوش جان نمودن 

من هرچی صبر کردم دیدم اینا خونه برو نیستن 

گفتم الانه که همه عزم برگشت کنند و این پدر و مادر ما در ترافیک گیر بیفتن 

پس راه چاره را در این دیدم که زنگ خطر رو به صدا در بیارم

اینجوری که شد که فک و فامیل بار و بنه رو جمع کردن و عازم بیمارستان گشتن

اینگونه شد که کورش تمدن در این روز تاریخی قدم رنجه فرمود و 

جهان رو به قدوم خودش مزین فرمود 

باشد که عالمیان از وجود ما بهره ببرند و مستفیض گردند از اینکه با ما در یک دوره زیسته اند 

خودمونیم اینکه تولد آدم تو فروردین باشه خیلی خوبه.احساس میکنم با سال جدید منم دوباره متولد میشم

امیدوارم در این سال جدید هم از نعمت داشتن دوستان خوب بلاگستانی محروم نشم

 

پی تشکر نوشت1:امشب راحت روی مبل نشسته بودم و داشتم برای مهمونا خالی بندی  

.

میکردم که هلیا بانو فرمودن باید تشریف ببرم و از داخل ماشین یک عدد سی دی برای ایشان  

.

بیاورم مدیونید اگه فکر کنید در عیان یا خفا زیر لب چیزی زمزمه کردم.مثل بچه آدم کله مبارک رو  

.

انداختم پایین و رفتم دنبال محموله.هرچی گشتم چیزی پیدا نکردم.دست از پا درازتر راه افتادم  

.

بالا.خودم رو آماده کردم واسه مقداری غر زدن.درب که باز شد دیدم برق رفته.همچین که رفتم تو  

.

دیدم بله بنده فرستاده شده بودم دنبال نخود اونم از نوع سیاهش  

.

کیکی روی میز بود و دستی و سوتی و ....  

.

بله به همین راحتی بنده وارد 20 امین سال زندگیم شدم  

.

ممنونم از هلیا بانو،محمد جواد خان و همسر محترمشان  

.

معمولا وقتی واسه کسی میخوای هدیه بگیری میبینی اون چه چیزی احتیاج داره.یعنی کلی  

.

میگردی تا بفهمی در چه زمینه ای مشکل داره،بعد یه چیزی براش میخری تا بهش کمک کنه  

.

امشب مشخص شد بنده از نظر جسمانی و فرهنگی دچار مشکلم  

.

آقا محمد و همسرشون لطف فرمودند و 2 جلد کتاب به بنده هدیه دادند تا یکم از نظر فرهنگی  

.

سطحم ارتقا پیدا کنه  

.

ایشاا... که ناامیدشون نکنم و به همین زودی نتیجه این عملشون رو ببینند  

.

عکس هدیه هلیا بانو رو هم به پیوست میزارم.تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.شما  

.

دوستان اکثرا عکسی از بنده ندیدید پس قطعا اطلاعی از هیکل من هم ندارید ولی همین عکس  

.

به شما نشون میده که چقدر از نظر تناسب اندام دچار مشکل هستم.اونقدر که هلیا بانو  

.

خواسته  باشگاه را به منزلمون بیاره.بسیار بسیار ممنونم 

.

از همینجا به تمامی دوستان و علاقه مندان به ورزش جهت ثبت نام در باشگاه پهلوان کورش 

.

دعوت بعمل میارم.  

.

من تمامی تلاشم بر اینه که واسه سال آینده چند تا نماینده از طرف بلاگستان تو مسابقه قوی 

.

ترین مردان داشته باشیم.(خانوما فعلا برن مشکا شرعی رو حل کنند بعد من در خدمتم)در بین 

.

دوستان هستند کسانی که استعداد شرکت در این مسابقه رو دارن فقط 2 مشکل وجود داشت  

.

که اونا هم حل شد: 

.

یکی امکانات که به حول و قوه الهی و لطف هلیا بانو فراهم شد دیگری هم یه مربی خوب و 

.

اینکاره  که من در خدمت دوستان هستم.مدارک مورد نیاز جهت ثبت نام متعاقبا اعلام میشود   

 

   

.

پی تشکر نوشت2:از بابک خان گل گلاب رفیق گرمابه و گلستان نهایت تشکر رو دارم  

.

چیه چرا اینجوری نگاه میکنید؟تو گرمابه کاری برام نکرده تشکرم بابت پست تبریک تولده  

.

منظورم اینه    

.

بابک جان من لایق اینهمه لطفی که بهم داشتی نیستم.اگه خوبی میبینی حتما خوبی کردی و 

.

لاغیر(خواهش میکنم درست بخون تا حرف در نیاد)  

.

بابک خان اینکه تبریک گفتی هیچی از بار مسئولیتت کم نمیکنه،یعنی من هیچ جا نمیرم  

همینجا هستم منتظر کادوهات اینجا نشستم.البته میتونم بیام خونه تون بگیرم  

.

راستی درباره برابری کفه های ترازو یه چیزایی گفته بودی،آخه به نظرت اگه من و تو روی 2 کفه 

ترازو بشینیم 2 کفه با هم تراز میشن؟؟؟؟؟!!!!!!!  

.

بازم ممنون خیلی لطف کردی  

.

از همه دوستانی هم که لطف کردن تبریک گفتن و خواهند گفت تشکر میکنم.ایشاا... قسمت 

خودتون بشه 

.

پی وعده سر خرمن نوشت:جای همه دوستان خالی امسال سفر بسیار خوبی داشتیم به دیار 

یزد و شیراز.ایشاا... به زودی با یه سفرنامه مصور در خدمتتون خواهم بود

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo