X
تبلیغات
رایتل

شهر امن و امان است

چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:20 ب.ظ

 

 

چند وقت پیش یه شیر کاکائو خورده ای اومد اعلام کرد که 

 من و هلیا بانو داریم صاحب بچه میشیم 

بنده خدا آخرش اومد اعلام کرد که این فقط دروغ ۱۳ بوده 

ولی مثل اینکه یه سری از دوستان متوجه این مسئله نشده بودن 

و کماکان سیل هدایا و تبریکات و دست گل به سوی منزل اینجانب سرازیر است  

 

راستش خودمم باور کردم تا اون حد که رفتیم آزمایشگاه و ...

 

دوستان عزیز اصلا ایشون یه حرفی زد شما چرا باور کردید؟  

اگه خود منم گفتم نباید باور کنید به دلایل ذیل: 

 

۱-طبق شواهد و مدارک موجود و گواهی دوستان بنده خودم هنوز بچه ام 

یکی رو میخوام که منو تر و خشک کنه.حالا بچه بیارم چکار؟

 

۲-بنده با این روحیه شوخی که دارم میتونم بچه تربیت کنم؟ 

خداییش کدوم یکی از شماها از من حساب میبرید که بچه ام دومیش باشه 

 

۳-اینی که میخوام بگم نمیدونم روایتی قدیمیه یا خودم ساختمش 

یه خانومی به شوهرش میگه بعد از فوت من نری زن بگیریا 

مرده هم میگه خیالت راحت عزیزم من غیر ممکنه بعد تو ازدواج کنم 

زنه میگه وااااااااااااااااای یعنی تو اینقدر منو دوست داری؟ 

مرده میگه برو بابا دوست داشتن چیه؟آخه مگه آدم یه اشتباه رو چند بار انجام میده؟ 

 

حالا هم من ....(آیکون رعشه افتادن به بدن و لرزیدن چهل ستون بدن)  

 

 

بعلت پاره ای موارد از ذکر باقی دلایل معذورم  

 

کلا هرگونه خبری که درباره بچه دارشدنمون از این وبلاگ منتشر میشه قابل استناد نمیباشد 

مگر اینکه خبری رو هلیا بانو اعلام کنند

 

 

پی تشکر نوشت:از همه دوستان بخاطر تبریک سالگرد ازدواجمون تشکر میکنم. 

ایشاا... متاهلین قدر زندگیشون رو بدونن و مجردین هم درس بگیرن از متاهلین و  

دور این فقره رو خط بکشن 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo