X
تبلیغات
رایتل

۳...۲...۱...بوووووم

چهارشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:15 ق.ظ

 

ساعت ۷:۳۰ 

موبایل زنگ میخوره  

چند روزه درست و درمون نخوابیدم شاید شبی ۲ تا ۳ ساعت 

میخوام دو تا بد وبیراه نثار گوشیم بکنم که 

یادم میفته خودم زنگ موبایل رو تنظیم کردم 

یادم میفته که حدود ۱ ساعت دیگه سال ۹۰ تموم میشه 

سال ۹۰ با همه خوبی ها و بدی هاش میره و 

سال ۹۱ میاد با یه سری اتفاقات ناشناخته  

هلیا هم غر میزنه که زود صبح شده  

ولی وقتی میفهمه ۱ ساعت وقت داریم مثل فنر از جاش میپره 

هر کدوم مشغول کاری میشیم 

ما عادت داریم هرسال از زمان تحویل سال فیلم بگیریم 

دوربین رو روی صندلی تنظیم میکنم 

قرآن و دیوان حافظ بدست از اتاقم میام بیرون که هلیا با صدای بلند میگه 

۷   ۶   ۵   ۴   

حالا دیگه منم کنارش توی کادر نشستم 

با هم میگیم 

۳   ۲   ۱   

ایندفعه یادم میمونه که بعد از سال تحویل نرم تو تلویزیون و اطرافیانم رو فراموش نکنم 

مراسم بعد از سال تحویل رو بجا میاریم  

روبوسی 

خواندن قرآن 

گرفتن فال حافظ 

تبادل هدایا 

و توقف ضبط و اضافه شدن یه فایل دیگه به آرشیو سالهای تحویل 

سال ۹۰ تموم شد با همه اتفاقات ریز و درشتش 

یه سری از اتفاقات با تموم شدن سال اثرشون هم از بین میره 

بعضیا هم ردشون تا سالها باقی میمونه 

مهم اینه که حکمت اتفاقات رو بفهمیم 

.  

سال ۹۱ رو به همه دوستان و عزیزان تبریک میگم 

امیدوارم سال خوبی داشته باشید 

آرزو میکنم نوروزی که پیش رو دارید آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید 

شرمنده که نمیتونم تک تک خدمتتون برسم و تبریک عرض کنم  

احتمالا امشب بریم سفر 

یزد و شیراز و .... 

جای همگی رو خالی میکنم 

راستش برای رفتن به شیراز خیلی هیجان دارم 

واسه من که عاشق دیدن آثار باستانی ام حتما شیراز بهترین گزینه ست 

حس غروری که دفعه قبل بعد از دیدن مقبره کورش و تخت جمشید بهم دست قابل توصیف نیست 

ایشاا... قسمت همه دوستان بشه 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo